فرهنگ سرزنش کردن و سرکوب هیجانات منفی همچون سوگ به ویژه هنگامی پیچیده میشود که به معنویت،مراقبه،یا دیگر ابزارهای درون اندیشی و رشد نگاه میکنیم. به عبارتی این نگرش که یک فرد "معنوی" یا "تجامع یافته" هیچ چیزی ناراحتش نمیکند و انسان تدقیق یافتهنباید درباره هر چیز دنیوی ناراحت بشود، نگرشی اشتباه است. انجام مناسک دینی و معنوی در هر سنت و فرهنگی شامل ذهن آگاهی یا دیگر اعمال و اشکال مختلف مذهبی، قرار است کمکتان کند با آنچه سرنوشت برایتان در نظر گرفته زندگی کنید، نه اینکه از آن فراتر بروید.
این ابزارها قرار است کمکتان کند که در زمان سوگواری احساس تنهایی نکنید. این به هیچ وجه با از بین بردن درد یکسان معنا نمیشود. تعالیم سنتی به ما کمک میکند انسانتر شویم، نه اینکه از انسان بودن فراتر برویم.
بسیاری از آنچه که ما اکنون به عنوان میانبر معنوی مینامیم همان شکاف قدیمی میان مغز و قلب آدمیان است. راه از سر گذراندن درد انسان بودن، نه قابل انکار است و نه قابل بیان، بلکه تجربه منحصربه فرد هر شخص است. اینکه ادعا کنیم انسان توسعه یافته دردمند باقی نمیماند! این حرفها نادرست است ،حرف نخبه گرایان است با همین حرفهاست که به درد اجازه نمیدهند وجود داشته باشد تا به خط هنجار شادی برگردید.
شما به درد اجاز بروز میدهید چون واقعی است. چون اجازه بروز دادن آسانتر از مقاومت کردن است. هر اعتقاد یا آداب و رسومی که دنبال میکنید نباید شما را وادار کند از دردتان بالاتر بروید یا آن را به طریقی انکار کنید. وقتی میشکنید، واکنش صحیح این است که شکسته بمانید، تظاهر به چیزی غیر از این شکلی از غرور معنوی است . لطفاً بدانید که اگر غمگین باشید انسان معنوی بدی نیستید. اینکه غمگین باشید دقیقاً منطقی است و تمایل شما به تماشای دردتان نشانهای از عمق و مهارت احساسی شماست و نشانه واقعی رشد است.
✨همراه ما باشید....
عیبی ندارد اگر حالت خوش نیست
مگان دیواین
گردآورنده:رقیه محمدی
برچسب:
نویسنده: یوسف عباسی